سخن مدیر دبیرستان

ایجاد انگیزه در دانش آموزان با چند راهکار موفق  تا حالا هیچ‌کس نگفته است که تدریس به دانش‌آموزان کار آسانی است. ایجاد انگیزه در دانش آموزان نیز به مراتب سخت‌تر است. فرقی نمی‌کند شما معلم یک مدرسه‌ی ابتدایی باشید یا هنرستان، ترغیب دانش‌آموزان به یادگیری کار دشواری است. روش‌های زیادی وجود دارد که به شما کمک می‌کند بتوانید محیطی شاد و هیجان‌انگیز را برای شاگردان خود فراهم کنید. اگر معلم هستید و یا با دانش‌آموزان و فضای آموزشی سروکار دارید، خواندن این مقاله را به شما پیشنهاد می‌کنم. ایجاد انگیزه در دانش آموزان چه تاثیری روی یادگیری و رفتار آنها دارد؟۱. انگیزه تاثیر مستقیمی روی تلاش برای رسیدن به اهداف مشخص دارد. در واقع انگیزه اهداف مشخصی را ترسیم می‌کند که افراد برای رسیدن به آن تلاش می‌کنند. بنابراین انگیزه روی انتخاب‌هایی که دانش آموزان می‌کنند تاثیر می‌گذارد. به عنوان مثلا، انگیزه است که تعیین می‌کند دانش‌ آموز در کلاس هنر ثبت‌نام کند یا فیزیک، بعد از مدرسه مستقیم به خانه برگردد تا تکالیف فردایش را انجام دهد یا در برنامه‌های فوق‌برنامه‌ی مدرسه شرکت می‌کند.۲. انگیزه باعث می‌شود تلاش و انرژی دانش آموز افزایش یابد. انگیزه است که تعیین می‌کند دانش آموز حتی سخت‌ترین تکالیف مدرسه‌اش را با علاقه و اشتیاق انجام می‌دهد یا مدام از زیر کارها شانه خالی کند.۳. انگیزه است که شروع یک کار و ادامه دادن آن را ممکن می کند. انگیزه وقتی را که دانش آموزی روی کاری می‌گذارد افزایش می‌دهد و نقشی تعیین کننده در یادگیری و رسیدن به هدف دارد.۴. انگیزه فرآیندهای شناختی را بهبود می‌دهد. شاید عجیب به نظر برسد، اما انگیزه واقعا روی نوع اطلاعات و نحوه‌ی پردازش آنها اثر می‌گذارد، چرا که دانش‌ آموزانِ با انگیزه با احتمال بیشتری به درس توجه نشان‌ می‌دهند و سعی می‌کنند درس را بفهمند. در عوض دانش آموزان بی انگیزه فقط به شکلی مصنوعی سعی می‌کنند فرآیند یادگیری را پشت سر بگذارنند.۵. انگیزه است که تعیین می‌کند کدام نتایج مشوق و کدام‌ها تنبیه‌کننده هستند. مثلا دانش‌ آموزانی که انگیزه‌ی زیادی برای شاگرد اول شدن یا گرفتن نمره‌های خوب دارند، با گرفتن نمره‌ی ۲۰ تشویق می‌شوند و اگر نمره‌ایی پایین بگیرند احساس بدی خواهند داشت و برای گرفتن نمره‌ی بالا بیشتر تلاش خواهند کرد.۶. در نهایت،‌ انگیزه باعث می‌شود عملکرد دانش آموزان بهبود یابد. تمام دلایلی که تاکنون به آنها اشاره کردیم، یعنی تلاش، پشتکار، فرآیندهای شناختی، همه و همه به بهبود عملکرد منجر می‌شوند.اما چطور در دانش آموزان انگیزه ایجاد کنیم؟بخش اول:‌ آماده کردن فضای درس خواندن۱. ایجاد یک فضای مثبت و امیدوار‌کننده ایجاد انگیزه در دانش آموزان کار دشواری است. دانش‌آموزان در طول دوران تحصیل خود با معلم‌های زیادی سروکار دارند. موضوعی که برای یک دانش‌آموز ممکن است جالب باشد، شاید برای دانش‌آموز دیگر جذابیت نداشته باشد. نبود انگیزه مانع بزرگی در برابر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان است و تمام تلاش معلم و والدین برطرف کردن این موانع و فراهم کردن محیط مناسب برای یادگیری بیشتر است.زمانی دانش‌آموز به حرف معلم خود گوش می‌دهد که توانسته باشد، ارتباط خوبی با او برقرار کند و به او ثابت ‌شود که آنچه قرار است در کلاس درس یاد بگیرد برایش مفید است. وقتی دانش‌آموز مطمئن شود که معلم بهترین فرد برای کمک کردن به او است، با اشتیاق بیشتری در کلاس حاضر ‌می‌شود و به درس گوش می‌دهد.۲. احساس خوبی در دانش‌آموزان ایجاد کنید‌اگر به دنبال ایجاد انگیزه در شاگردان خود هستید، باید به آنها ثابت کنید حرف‌های خوبی برای شنیدن دارید. ممکن است روز اول دانش‌آموزان با شما ارتباط خوبی برقرار نکنند، اما باید همه‌ی تلاش خود را برای جلب اعتماد دانش‌آموزان بکنید. معلم باید استعداد شاگردان خود را به خوبی شناسایی کند. در ادامه روش‌هایی معرفی می‌شود که می‌تواند تاثیر مثبتی بر دانش‌آموزان داشته باشد.

  • سخنران باشید. همیشه ایده و طرحی در ذهن خود داشته باشید و سعی کنید آن را در زمان مناسبی ارائه کنید. زیاد صحبت نکنید. خودرأی و مستبد نباشید. اطلاعات مفیدی برای ارائه در کلاس داشته باشید، با هوش باشید و بدون ترس، آنچه را که در ذهن‌تان می‌گذرد،‌ بیان کنید. یک معلم خودرأی و مستبد نمی‌تواند عملکرد موفقی هم داشته باشد.
  • با اشتیاق درس دهید. حالت چشم و حتی گاهی لبخند کنایه‌آمیز معلم به یک دانش‌آموز ممکن است همه‌ی اشتیاق و انگیزه‌ی او را از بین ببرد. حتی اگر موضوعی را دوست ندارید طوری رفتار نکنید که دانش‌آموزان متوجه شوند. وقتی شما نسبت به موضوعی علاقه نشان می‌دهید، حرف شما برای شاگردان باورپذیرتر می‌شود.
  • پرانرژی باشید. شور و اشتیاق امری مسری است. اگر سرکلاس پرانرژی باشید، بعید است دانش‌آموزی سر کلاس چرت بزند. پس همیشه با انرژی سر کلاس حاضر شوید.
  • ظاهر آراسته داشته باشید. برای اینکه بتوانید تأثیر خوبی بر روی دانش‌آموزان داشته باشید، لازم است قبل از رفتن به کلاس درس از خوب بودن ظاهر خود مطمئن شوید. با توجه به اهمیتی که پوشش و لباس معلم بر روی دانش‌آموزان دارد، پیشنهاد می‌شود معلم در انتخاب لباس وسواس بیشتری داشته باشد.

۳. سنگ تمام بگذاریدبرای رسیدن به هدف خود بیشتر تلاش کنید، حتی بیشتر از تلاشی که ممکن است هر معلم دیگری انجام دهد. اگر دانش‌آموزی تکلیف خود را به موقع انجام نمی‌دهد، بعد از کلاس با او صحبت کنید و در انجام تکلیف کمکش کنید، شاید لازم باشد روش مناسب انجام پژوهش را دوباره برایش توضیح دهید. اگر احساس می‌کنید هنوز هم متوجه موضوع نشده است نشان دادن تکالیف انجام شده‌ی دانش‌آموزان دیگر ممکن است بتواند به او کمک کند. اگر تنبلی می‌کند، با صحبت شما دیگر بهانه‌ای برای ادامه‌ی این روند نخواهد داشت و اگر نمی‌دانست چطور باید تکالیفش را انجام دهد،‌ با مشاهده‌ی تکالیف دیگر دانش‌آموزان و کمک شما، مشکلش برطرف خواهد شد.

  • با دقت به همه‌ی سؤالات دانش‌آموزان پاسخ دهید و مطمئن شوید که کاملا متوجه درس شده‌اند. یاداوری کنید که فقط یکبار با دقت پاسخ آنها را می‌دهید. قبل از پایان کلاس حتما مطمئن شوید شاگردان درس را کامل یاد گرفته‌اند.
  • البته بین سنگ تمام گذاشتن برای دانش‌آموزان و اجازه‌ی سوء استفاده دادن به آنها از زمین تا آسمان فرق است. باید در وقت نیاز به آنها کمک کرد ولی هر جا متوجه شدید که از اعتماد و تلاش شما سوء استفاده می‌شود و یا خط قرمزهای شما را زیر پا گذاشته‌اند، همان‌جا کار را متوقف کنید و تذکر دهید.

۴. اطلاعات بیشتری در مورد موضوع درس در اختیار دانش‌آموزان قرار دهیداگر دوست دارید دانش‌آموزان نسبت به موضوع در حال تدریس علاقه‌ی بیشتری از خود نشان دهند، سعی کنید، موضوعات درسی را بیشتر بسط دهید. همیشه اطلاعات خود را مطابق با علم روز، به‌روزرسانی کنید و آخرین اخبار پیرامون موضوعات درسی را در اختیار دانش‌آموزان قرار دهید. برای مثال، اگر معلم علوم هستید هم می‌توانید یک مقاله‌ی علمی را سر کلاس برای شاگردان خود بخوانید یا خلاصه‌ای از یک مقاله و تصاویر مربوط به آن را به دانش‌آموزان نشان دهید و سپس سؤالاتی در مورد مقاله، تصاویر و برخی جملات آن از دانش‌آموزان بپرسید و ببینید چقدر از مطلب را فهمیده‌اند. به دانش‌آموزان علاقه‌مند بگویید اگر دوست دارند یک نسخه از این مقاله را برای مطالعه‌ی بیشتر از شما دریافت کنند.توجه داشته باشید که علاقه‌مند کردن دانش‌آموزان به درس و موضوعات درسی، ‌مهم‌ترین وظیفه‌ی یک معلم خوب است. هدف معلم فقط فراهم کردن مطالب آموزشی و ارائه‌ی آن‌ها به دانش آموزان نیست.۵. تکالیفی به دانش‌آموزان دهید که به رشد آنها کمک کند تکالیف و پروژه‌هایی که به دانش‌آموزان می‌دهید، باید علاوه‌بر اینکه باعث رشد خلاقیت دانش‌آموزان می‌شود جنبه‌ی سرگرمی نیز داشته باشد. برای مثال،‌ فعالیت فوق برنامه‌ای برای کلاس علوم یا هر کلاس دیگری طراحی کنید، مثل بازدید از موزه‌ی حیات وحش برای درس علوم کودکان. یا از دانش‌آموزان بخواهید یادداشتی در مورد موضوع درس بنویسند و برای تشویق آنها، یادداشت یا مقاله‌ی نوشته شده را چاپ کنید و در کتابخانه‌ی مدرسه یا محله در دسترس سایرین قرار دهید.استفاده از این روش و یا به کارگیری روش‌های متفاوت دیگر کاملا به معلم بستگی دارد. ممکن است معلم این برنامه‌ها را در ساعت کلاس انجام دهد یا برای جلوگیری از تداخل موضوع پروژه با درس و کمبود وقت، زمان دیگری را به آن اختصاص دهد.۶. شوخ‌طبع باشیدشاد و شوخ‌طبع بودن معلم در کلاس موجب توجه بیشتر دانش‌آموزان به درس می‌شود. همیشه فضایی شادی در کلاس ایجاد کنید، با این کار دانش‌آموزان ارتباط بهتری با معلم و مدرسه برقرار می‌کنند. اگر رفتار معلم در کلاس درس خشک و جدی باشد، دانش‌آموزان نمی‌توانند ارتباط خوبی با معلم برقرار کنند. هرچه فضای کلاس شادتر باشد، انگیزه‌ی دانش‌آموزان برای یادگیری نیز بیشتر می‌شود. البته ایجاد تعادل در حفظ یک فضای شاد که از کنترل نیز خارج نشود، از مهارت‌های یک معلم خوب است.۷. شایستگی خود را ثابت کنیدمعلم باید بتواند دانش‌آموزان را متقاعد کند به صحبت‌هایش گوش دهند. اگر دوست دارید دانش‌آموزان در زمینه‌ی درسی انگیزه‌ی بیشتری برای مطالعه داشته باشند، باید استعدادها و توانایی‌های خود را به نمایش بگذارید. فقط یک معلم نباشید. در کاری که قرار است انجام دهید، بهترین باشید. با غرور و تکبر صحبت نکنید. معلم می‌تواند الگوی خوبی برای شاگردان خود باشد، پس موفقیت‌ها و تجربه‌های خوب خود را در زمینه‌هایی که احساس می‌کنید می‌تواند برای دانش‌آموزان جالب و مفید باشد، تعریف کنید. دانش‌آموزان را مجبور به حرف زدن نکنید. ایجاد یک رابطه‌ی دوسویه و پرسش و پاسخ بهترین روش برای داشتن یک ارتباط خوب است.اگر دانش‌آموزان احساس کنند شما وظیفه‌ی خود را نمی‌دانید، از این فرصت برای تنبلی کردن در انجام تکالیف استفاده می‌کنند و یا اگر تصور کنند شما توجهی به درس ندارید از خواندن دقیق مطالب آموزشی سرباز می‌زنند.۸. به حالات روحی دانش‌آموزان بیشتر توجه کنیداگر دانش‌آموزی دچار افسردگی شده است و یا حس می‌کنید حال خوبی ندارد،‌ بعد از کلاس با او صحبت کنید. در هنگام سؤال کردن به چشمهایش خیره نشوید. اگر تمایل نداشت در مورد مشکلش صحبت کند، اصرار نکنید، مگر اینکه مطمئن شوید مشکل بسیار جدی است. فقط بگویید که احساس کرده‌اید، کمی گرفته است. بحث را ادامه ندهید و سراغ کار خود بروید. همین قدر که دانش‌آموز احساس کند مورد توجه شما قرار گرفته است، کافی است.

  • توجه معلم به دانش‌آموز حس خوبی را در او ایجاد می‌کند و باعث می‌شود با تلاش و انگیزه‌ی بیشتری سر کلاس حاضر شود. اما اگر احساس کند معلم اصلا متوجه تغییر حالت روحی او نمی‌شود، دچار سرخوردگی می‌شود و انگیزه‌اش را برای درس خواندن و حضور در کلاس از دست می‌دهد.
  • گاهی معلم می‌تواند با توجه به شرایط، قوانین و اصول کاری خود را تغییر دهد. این کار موجب افزایش اعتماد دانش‌آموزان به معلم می‌شود. وظیفه‌ی معلم پیدا کردن مشکل و تلاش برای رفع آن است (حتی اگر فکر می‌کنید دانش‌آموز هیچ مشکلی ندارد و فقط تنبلی می‌کند). به دانش‌آموزی که تکالیفش را انجام نداده است، فرصت بیشتری بدهید و کمی موضوع تحقیق را ساده‌تر و یا میزان تکالیف را کمتر کنید. گاهی کمی انعطاف لازم است، اما باید این موضوع را برای دانش‌آموزان توضیح دهید که قرار نیست همیشه این اتفاق بیفتد.

۹. از دانش‌آموزان بخواهید نظرات خود را بیان کننداگر دانش‌آموزان احساس کنند که در کلاس درس فقط شما صحبت می‌کنید و نظر آنها برای شما اهمیت ندارد، انگیزه‌ای برای حضور در کلاس و گوش دادن به درس نخواهند داشت. اما اگر نظر آنها را در مورد یک موضوع خاص سیاسی، یک متن ادبی یا میزان اعتبار یک آزمایش علمی بپرسید، علاقه‌ی بیشتری به موضوع درس نشان می‌دهند و ایده‌ها و نظرات خود را در کلاس مطرح می‌کنند. اگر احساس کنند معلم به حرف‌های‌شان گوش می‌دهد،‌ از لاک خود بیرون می‌آیند و در بحث‌های کلاسی شرکت می‌کنند.

  • توجه داشته باشید که بین تشویق کردن دانش‌آموزان به شروع یک بحث سالم و بیان نظرات بی‌اساس که هیچ کمکی به پیشرفت موضوع درس نمی‌کند، ‌فرق زیادی است. بحث را مدیریت کنید و از دانش‌آموزان خواهش کنید هیچ حرفی را بدون سند و مدرک نزنند.
  • البته، اگر شما معلم ریاضی و یا زبان هستید و فرصت کمتری برای ایجاد چنین مباحثی در کلاس دارید،‌ سعی کنید اطلاعات جذابی در مورد درس آماده کنید و در کلاس طرح کنید.

۱۰. دانش‌آموزان را به بحث کردن و ایجاد فضای شاد در کلاس تشویق کنید اگر در تمام مدت کلاس فقط شما صحبت کنید، کلاس برای دانش‌آموزان کسل کننده می‌شود و باید انتظار چرت زدن دانش‌آموزان را هم داشته باشید. دنبال راهی باشید که دانش‌آموزان در تمام مدت حضور در کلاس، با اشتیاق به درس گوش کنند. از دانش‌آموزان هم بخواهید در کلاس مشارکت داشته باشند. سؤال بپرسید ولی همه‌ی دانش‌آموزان را مخاطب سؤال خود قرار ندهید، بهتر است یکی از دانش‌آموزان را صدا بزنید و سؤال خود را مستقیم از او بپرسید، وقتی سؤال از کل کلاس پرسیده می‌شود، فقط دانش‌آموزانی که جواب سؤال را بلد هستند در بحث شرکت می‌کنند.استفاده از این شیوه باعث می‌شود دانش‌آموزان قبل از کلاس نیز درس را مطالعه کنند و با شوق و انگیزه‌ی بیشتری در کلاس حاضر شوند، چون احساس می‌کنند قرار است نظرات آنها هم در کلاس شنیده شود.۱۱. قبل از تشویق کردن، با روحیات و ویژگی‌های شاگردان خود آشنا شویداگر برای اولین بار است که وارد یک کلاس می‌شوید و در اولین برخورد به دانش‌آموزان بگویید: «شما افراد خارق‌العاده ای هستند و قرار است در این کلاس یاد بگیرید که چگونه می‌توانید دنیای خود را عوض کنید»، مطمئنا دانش‌آموزان حرف شما را باور نمی‌کنند و ارزشی برای این حرف‌ها قائل نمی‌شوند. چیزی که در آن لحظه دانش‌آموزان فکر می‌کنند، این است که چگونه شما بدون هیچ شناختی در مورد آنها، آنقدر راحت نظر می‌دهید. چگونه انتظار دارید که دنیا را تغییر دهند وقتی هنوز برای آنها توضیح نداده‌اید که منظور شما از دنیا چیست؟ چگونه ممکن است از همه‌ی افراد یک جور انتظار داشت و البته حق با آنهاست.

  • بیشتر معلم‌ها تصور می‌کنند، همه‌ی دانش‌آموزان مثل هم هستند و خیلی راحت نظرات خود را بیان می‌کنند ولی یک معلم خوب و حرفه‌ای می‌داند که خصوصیات و ویژگی‌های دانش‌آموزان با هم متفاوت است.
  • حتی از گفتن عبارت «برخی از شما» هم خودداری کنید. (فراموش نکنید که برخی از این دانش‌آموزان وکیل می‌شوند و برخی دکتر و یا شغل های دیگر). صحبت‌های خود را مطابق با شرایط کلاس تغییر دهید.
  • کمی شوخ‌طبع باشید و طوری صحبت کنید که دانش‌آموزان باور کنند شما چیزهایی در مورد آنها می‌دانید و انتظاراتی نیز از آنها دارید. وقتی خودتان را به دانش‌آموزان ثابت کنید، آنها نیز تمام تلاش خود را می‌کنند تا خودشان را به شما اثبات کنند.

۱۲. به دانش‌آموزان نشان دهید چرا لازم است این درس‌ها را یادبگیرند.آنها را با موضوعاتی روبه‌رو کنید که قبلا کمتر به آن توجه کرده‌اند. موضوعات مربوط به مردم، جامعه، کشور و جهان. هر چیزی که برای شما مهم است. هر چیزی که فکر می‌کنید توجه به آنها انگیزه‌ی دانش‌آموزان را بیشتر می‌کند. وقتی اعتماد آنها را به دست آوردید، به حرف شما گوش می‌کنند، سعی می‌کنند درس را یاد بگیرند حتی اگر علاقه‌ای به آن نداشته باشند باز هم تلاش خود را می‌کنند.

  • ممکن است موضوعی که انتخاب کرده‌اید برای دانش‌آموزان جالب نباشد و ندانند این درس چه فایده‌ای دارد. برای اینکه دانش‌آموزان اطلاعات بیشتری از درسی که قرار است یاد بگیرند به دست بیاورند و بدانند این دروس در آینده به چه دردی می‌خورد، می‌توانید یک کتاب یا روزنامه در مورد تأثیر مبحث آموزشی بر دنیای اطراف و زندگی آنها در کلاس معرفی کنید. وقتی دانش‌آموزان تأثیر مباحث آموزشی را در زندگی واقعی خود ببینند، علاقه‌ی بیشتری به درس نشان می‌دهند و با انگیزه‌ی بیشتری درس را دنبال می‌کنند.

بخش دوم: ایجاد چالش۱. از دانش‌آموزان بخواهید درباره‌ی موضوع درس تحقیق کنندوقتی از دانش‌آموزان می‌خواهید که روی یک موضوع به صورت گروهی یا انفرادی کار کنند،‌ دیدن انگیزه و شور و اشتیاق آنها قابل وصف نیست. یک موضوع انتخاب کنید و به دانش‌آموزان بگویید در مورد آن تحقیق و پژوهش کنند. این‌ کار موجب افزایش انگیزه و هیجان در دانش‌آموزان می‌شود و تلاش می‌کنند تا بهترین کار را تحویل دهند. تلاش برای آماده کردن پروژه و ارائه‌ی آن در کلاس، اشتیاق یادگیری را در دانش آموزان افزایش می‌دهد و شاید بتوان این روش را یکی از بهترین روش‌ها در ترغیب دانش‌آموزان به یادگیری معرفی کرد.کار کردن گروهی دانش‌آموزان بر روی یک موضوع مشخص، موجب افزایش انگیزه‌ی یادگیری در بین دیگر شاگردان کلاس هم می‌شود. ایستادن معلم در سر کلاس و درس دادن بی‌وقفه بدون مشارکت دادن دانش‌آموزان در بحث، خستگی شاگردان را به دنبال دارد، ولی دادن فرصت به دانش‌آموزان برای ارائه‌ی تحقیق و پژوهش‌های خود سر کلاس باعث شادابی بیشتر فضای کلاس و درس می‌شود.۲. دانش‌آموزان را به انجام کار گروهی تشویق کنیدکار گروهی به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا یکدیگر را بهتر بشناسند و موضوعات را از زاویه‌ی دیگری ببینند. کار گروهی موجب می‌شود دانش‌آموزان انگیزه‌ی بیشتری برای رسیدن به موفقیت داشته باشند. وقتی دانش‌آموزان به صورت انفرادی کار می‌کنند انگیزه‌ی کمتری برای فعالیت دارند. کار گروهی روش خوبی است که پیشنهاد می‌شود در برنامه‌ی تحصیلی دانش‌آموزان گذاشته شود.همچنین می‌توانید با استفاده از روش‌های مختلف بین گروه‌ها رقابت سالم ایجاد کنید. مثلا سؤال و یا موضوعی را بر روی تخته بنویسید و از یک گروه بخواهید پاسخ آن را پیدا کنند. با همین روش می‌توانید میزان مشارکت دانش‌آموزان را در یافتن پاسخ صحیح بالا ببرید. البته باید تلاش کنید این فضای رقابتی سالم از حالت تعادل خارج نشود.۳. تکالیف بیشتری به دانش‌آموزان بدهید دادن تکالیف و پروژه‌های بیشتر به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا سطح علمی خود را افزایش دهند. برای مثال، اگر معلم شیمی هستید و می‌دانید که برخی از دانش‌آموزان تمایل به کار تحقیقی بیشتری دارند، می‌توانید از آنها بخواهید گزارشی در مورد یک موضوع علمی جالب و بامزه تهیه کنند، مثلا بر روی کتاب جهان در پوست گردو تحقیق کنند. این کار علاوه بر اینکه می‌تواند موضوع جالبی برای دانش‌آموزان باشد، سطح علمی آنها را نیز افزایش می‌دهد و دید جدیدی نسبت به موضوعات این درس پیدا می‌کنند.اگر معلم ادبیات هستید، می‌توانید از دانش‌آموزان بخواهید در یک جلسه‌ی شب شعر شرکت کنند و گزارشی از آن را در کلاس ارائه دهند. این روش تأثیر زیادی بر روی ایجاد انگیزه در دانش آموزان و ترغیب آنها به یادگیری دارد.۴. گزینه‌های بیشتری را در اختیار دانش‌آموزان قرار دهیدقرار دادن گزینه‌های بیشتر برای انجام دادن، انگیزه‌ی دانش‌آموزان را به یادگیری افزایش می‌دهد. انتخاب‌های بیشتر باعث می‌شود دانش‌آموزان احساس استقلال بیشتری داشته باشند. آنها را در انتخاب هم گروهی آزاد بگذارید و یا چند موضوع را برای تحقیق پیشنهاد کنید و اجازه دهید دانش‌آموزان بر اساس علائق شخصی و گروهی خود یکی را انتخاب کنند.۵. تشویق کنیداگر به دنبال راهی برای ترغیب دانش‌آموزان به یادگیری بیشتر هستید، بهتر است نسبت به انجام تکالیف و فعالیت‌های کلاسی آنها بازخورد مناسب و شایسته‌ای نشان دهید. اگر بدانند نقاط قوت آنها در کجاست، انگیزه‌ی بیشتری برای یادگیری و انجام تکالیف پیدا می‌کنند. گاهی نوشتن یک جمله در انتهای تکالیف درسی، نمره دادن و یا حتی یک کلام محبت‌آمیز می‌تواند انگیزه‌ی دانش‌آموز را برای یادگیری بیشتر کند. وقتی دانش‌آموزان احساس کنند شما از موفقیت آنها خوشحال می‌شوید و این موضوع برای شما اهمیت زیادی دارد، تلاش بیشتری برای یادگیری می‌کنند.اگر فرصت دارید می‌توانید برای هر دانش‌آموز نموداری طراحی کنید که روند موفقیتش را نشان دهد. این توجه‌ی ویژه به رشد تحصیلی هر یک از دانش‌آموزان، به آنها نشان می‌دهد که شما چقدر به موفقیت آنها اهمیت می‌دهید.۶. انتظاراتی را که از دانش‌آموزان دارید، صریح و شفاف بیان کنیدسرفصل‌ها، خطوط قرمز و اصول کاری خود را برای دانش‌آموزان شفاف بیان کنید. اگر آنها هیچ تصوری در مورد دیدگاه‌ها و اصول و قوانین شما نداشته باشند و ندانند شما چه توقعی از شاگردان کلاس خود دارید، دچار سردرگمی می‌شوند و انتظارات شما هم برآورده نمی‌شود. داشتن دستورالعمل‌ها و اصول کاری شفاف و دادن پاسخ صریح به همه‌ی سؤالات دانش‌آموزان در ترغیب آنها به یادگیری بیشتر در کلاس مؤثر خواهد بود.قبل از انجام تکالیف، زمانی را برای پاسخ دادن به سؤالات دانش‌آموزان اختصاص دهید. ممکن است دانش‌آموزان وانمود کنند سؤالی ندارند ولی این شما هستید که باید با شیوه‌ای مناسب آنها را وادار به صحبت کردن کنید.۷. هر جلسه را فقط به یک موضوع یا کار اختصاص ندهیددر هر جلسه می‌توانید مخلوطی از همه چیز داشته باشید، هم درس‌ دادن و هم انجام تکلیف. با این کار شما یک کلاس کسل کننده، نخواهید داشت و دانش‌آموزان نیز انگیزه‌ی بیشتری برای حضور فعال در کلاس دارند. برای مثال، می‌توانید زمانی حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه را به درس دادن بپردازید و بعد تکلیفی را به صورت گروهی حل کنید تا میزان درک و یادگیری دانش‌آموزان از موضوع درس داده شده را بررسی کنید. می‌توانید تمرینی را بر روی تخته یادداشت کنید تا دانش‌آموزان آن را حل کنند و یا فیلم کوتاهی را مربوط به موضوع درس برای شاگردان‌تان نمایش دهید. داشتن یک برنامه‌ی کلاسی پویا فضای بهتری را برای یادگیری فراهم می‌کند.برای هر کلاس برنامه‌ی خاصی داشته باشید. می‌‌توانید برنامه را بر روی کاغذ بنویسید و در کلاس نصب کنید. تا دانش‌آموزان نیز از آن اطلاع داشته باشند.چند نکته

  • جوری وانمود کنید که فعالیت‌های کلاسی هیچ زحمتی برای شما ندارد. فرقی نمی‌کند چه کاری انجام می‌دهید، صحبت می‌کنید، درس می‌دهید یا میز خود را تمیز می‌کنید. جوری رفتار نکنید که انگار از این کار اکراه دارید و آن را از روی تمایل انجام نمی‌دهید.
  • نسبت به هر رفتاری واکنش فوری نشان ندهید. دانش‌آموزان باید احساس کنند که تدریس برای شما در اولویت قرار دارد و نه استفاده و نشان دادن قدرت معلمی.
  • خیلی آهسته صحبت نکنید. ممکن است دانش‌آموزانی که در انتهای کلاس نشسته‌اند صدای شما را واضح نشنوند و درس را متوجه نشوند.
  • رابطه‌ی معلم و شاگردی خود را حفظ کنید. سعی نکنید دوست آنها شوید، از بین رفتن رابطه‌ی معلم و شاگردی و مرزهای آن می‌تواند مشکلاتی را برای شما ایجاد کند. سعی کنید یک معلم باقی بمانید، یک معلم خوب با شیوه‌ای متفاوت.
  • شما هم یک انسان هستید و ممکن است بعضی روزها حال خوبی نداشته باشید، ناراحت یا عصبانی باشید، با این حال سعی کنید دانش‌آموزان متوجه‌ی ناراحتی و گرفتاری شما نشوند. معلم تکیه‌گاه دانش‌آموزان است، به همین خاطر اگر احساس کنند شما قدرت کافی برای حل مشکلات خود ندارید، اعتماد خود را نسبت به شما از دست می‌دهند.
  • مدام نخندید. لبخند زدن را به زمان‌های خاص و دانش‌آموز خاص محدود کنید.

برگرفته از: wikihow study

.post-tp-5-header.wfi .post-meta.single-post-meta>a+span:before, .post-tp-5-header.wfi .post-meta.single-post-meta>span+a:before, .post-tp-5-header.wfi .post-meta.single-post-meta>span+span:before {
background-color: transparent!important;
}
.no-line {color: rgba(0,0,0,.44); margin-left: 10px;}
@media screen and (min-width: 768px) {
.no-line {float: left; }
}
.no-line:before {display: none!important; }

.single-featured .term-badges {
position: absolute;
left: 0;
}

>>> دنیای دوستی

  یك جمله فلسفی از گذشته‌های دور به جا مانده كه می‌گوید: انسان موجودی اجتماعی است! و نتیجه منطقی این گفته كه همه به نوعی آن را قبول دارند (البته همین نكته خودش جای بحث دارد!) این است كه یك موجود اجتماعی در قالب اجتماع و گروه می‌تواند یك زندگی عادی و سلامت را دنبال كند.  به طور ساده همه ما نیاز به روابطی داریم كه در آنها احساس آرامش، دوست داشتن و دوست داشته شدن كنیم و بهترین نوع این روابط در قالب اجتماع دوستی‌هایی است كه بین افراد مختلف به شكل‌ها و دلایل گوناگون شكل می‌گیرد. اصولاً كسی وجود ندارد كه نیاز انسان به دوست را انكار كند و همه ما كمابیش گروهی دوست دور و بر خودمان داریم كه جنبه‌های مختلف زندگی‌ را با آنها تجربه می‌كنیم. این دوستان می‌توانند همكلاسی‌های دوران مدرسه یا دانشگاه، همكاران و یا هر فرد دیگری را شامل شوند.  مهم این است كه روابط دوستانه زمانی شكل می‌گیرند كه نقاط اشتراك افراد به حدی است كه آنها را به هم نزدیك كند. اما واقعاً كدام یك از ما می‌تواند ادعا كند كه هیچ وقت در انتخاب دوستانش اشتباه نكرده است؟ اگر شما متوجه این اشتباه خود شوید، زمانی كه دوستان عزیز شما شروع به ایجاد مشكل و دردسر برای شما می‌كنند، اعصابتان را به هم می‌ریزند و رفتارهای آنها شكل آزاردهنده‌ای به خود می‌گیرد، چه می‌كنید؟  نكته‌ای كه در اینجا وجود دارد این است كه در روابط نزدیك همیشه گذشت و بخشش یك نكته مهم محسوب می‌شود. اما واقعاً این بخشش تا كجا و به چه بهایی باید انجام شود؟ اگر دوست شما جای برادری را كه هیچ وقت نداشته‌اید بگیرد، آیا توجیه منطقی وجود دارد كه به هر قیمتی شده او را در زندگی خود حفظ كنید؟ دوست یا آشنا؟ به طور حتم همگی اعتراف می‌كنند كه دوستان خوب هم خیلی كم هستند و هم خیلی ارزشمند.  حتی اگر شما سه تا دوست خوب داشته باشید، شاید بتوان به جرأت گفت كه فرد خیلی خوش‌شانسی در زندگی‌تان به حساب می‌آیید، چون بین دوست خوب و آشنایان صرف، تفاوت فراوانی وجود دارد. آشنایان می‌آیند و می‌روند و معمولاً تأثیر چشمگیری بر زندگی شما نمی‌گذارند، در حالی كه دوستان خوب معمولاً در سختی‌ها و بالا و پایین‌های زندگی شما را تنها نمی‌گذارند و به یاری‌تان می‌شتابند.  به همین دلیل است كه ما همیشه سعی می‌كنیم نكات خوب و بد دوستانمان را با یكدیگر ببینیم و در واقع تحمل بیشتری نسبت به آن دسته از رفتارهایشان كه برایمان چندان خوشایند نیست نشان دهیم، با این تصور كه خوبی‌های آنها فراتر از بدی‌هایشان است و به هرحال ارزش این تحمل و چشم‌پوشی را دارد. اما از منظر دیگری، با این كار شما به دوستانتان اجازه می‌دهید كه وجود شما را یك مورد محرز تلقی كرده و هیچ وقت حتی به این موضوع فكر هم نكند كه ممكن است بعضی از اخلاق‌های او شما را به‌طور مداوم تا سر حد جنون آزار بدهد.  خوب آیا این واقعاً معنای دوستی واقعی است؟ بعید است جواب كسی به این سوال مثبت باشد... ! بنابراین اگر شما چنین كسانی در جمع دوستانتان دارید، شاید واقعاً وقتش رسیده باشد كه موضوع را به‌طور جدی مورد بررسی قرار دهید.  مشاور و مسئول پایه دوم/ روح اله قاسمی

>>> نیازهای روانی دوران جوانی

  نیازهای روانی دوران جوانی  نیازهای بدنی یا نیازهای زیستی که نیازهای اولیه نیز نامیده می شوند، نیازهایی مثل نیاز به غذا، آب و هوا، خواب و استراحت و... هستند که بدون ارضای آن نیازها زندگی امکان پذیر نیست. در کنار این نیازها نیازهای روانی یا ثانویه وجود دارند که ارضا نشدن این نیازها موجب پیدایش اختلالات و ناراحتی ها و بیماری های روانی می شود و گاهی آنچنان تعادل عاطفی فرد را به هم می زنند که او مستأصل شده و از زندگی بیزار می شود. ارضا نشدن نیازهای روانی موجب پیدایش اختلالات و ناراحتی ها و بیماری های روانی می شود. درجه اهمیت نیازهای روانی دوره نوجوانی و جوانی که در محیط های مختلف با هم متفاوت است، عبارتند از: 1- نیاز به محبت و مهربانیرابطه نزدیک محبت آمیز با چند شخص مؤثر در زندگی غالباً ایجاد رضایت می کند. خانواده معمولاً یکی از کانون های گرم و محبت آمیز است. نیاز به مهربانی و محبت شامل دوست داشتن و دوست داشته شدن می شود که در همه سنین به آن نیاز است و کمبود یا نبود آن اثرات بد و ضایعات دردناکی در روح افراد به وجود می آورد و روابط فرد با دیگران را تحت تأثیر قرار می دهد. کمبود محبت اکثراً باعث ایجاد احساس تحقیر و کوچک شمرده شدن می شود، در نوجوان عقده حقارت ایجاد می کند و وی را حسود و کینه توز می کند و یا باعث احساس تنهایی و انزوا می گردد. اگر نوجوان و جوان در کانون خانواده از محبت سیراب نشود، آن را در خارج از خانواده جست و جو می کند که زمینه بسیاری از فریب ها و انحرافات از همین جا فراهم می شود. 2- نیاز به امنیت و آسایش خاطرانسان می خواهد مطمئن باشد که کسی به حریم آزادی او تجاوز نمی کند و مال و جان و آبرو و شخصیت و موقعیت اجتماعی اش همیشه در امان است. زیرا که ترس و اضطراب از تهدید شدن در فرد ایجاد نگرانی می کند. هر فردی می خواهد مطمئن باشد که در مواقع سختی و نارحتی تنها نمی ماند و دیگران به او کمک می کنند و حامی او خواهند بود. اگر اطمینان خاطر نباشد اثرات ناگواری در رفتار فرد به جا می ماند. نوجوان نیازمند دنیایی سازمان یافته، امن، منظم، قابل پیش بینی و قانونمند است که بتواند روی آن حساب کند و در آن وقایع غیرمنتظره و غیرقابل کنترل، گیج کننده یا وقایع خطرناک رخ ندهد و در هرحال والدین یا حامیان نیرومندی داشته باشد که از او در مقابل آسیب ها محافظت کنند. واکنش های نوجوانان نشان می دهد که آیا نوجوانان در جامعه احساس ناامنی می کنند یا نه. جامعه باید سالم، باثبات، آرام و دور از جنجال های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی باشد تا نوجوان در مقابل هرگونه خطرات احتمالی، تهاجم، قتل، آشوب، زندان، ظلم، بی عدالتی و نظایر آن خود را در معرض خطر احساس نکند. همچنین باید شرایطی ایجاد شود که هیچ گونه تهدیدی نسبت به قانون، نظم و حاکمیت جامعه به وجود نیاید، تا اعضای جامعه و به ویژه جوانان احساس آسایش و امنیت خاطر کنند. 3- نیاز به احساس تعلق داشتن و مورد قبول همسالان واقع شدنمحبوبیت نوجوانان و جوانان در گروه همسالان تابع توانایی انجام دادن کارهایی است که در گروه باعث به دست آوردن وجهه می شود. گاهی اوقات معیارهای گروهی بیشتر از معیارهای خانواده و مدرسه بر رفتار نوجوان تأثیر می گذارد و نوجوان تلاش می کند با معاشرت و ایجاد روابط صمیمانه با گروه، خود را مطابق معیارهای آنها بسازد. به همین جهت برای جلب تأیید گروه بسیاری از مهارت های اجتماعی و رفتارهای گروهی را می آموزد و وقتی مورد قبول گروه واقع می شود، به آنها احساس تعلق پیدا می کند و اگر نتواند مورد قبول قرار گیرد، احساس انزوا، طرد شدگی، نداشتن دوست و نداشتن ریشه در جامعه می کند. به همین جهت تقلید و همانندسازی در این دوره اهمیت خاصی پیدا می کند. گروه جایی است که فرد می تواند توانایی ها و استعدادهای خود را در حداعلا نشان دهد و احساس رضایت خاطر کند. حتی اگر آن گروه، گروهی مخرب و ضد اجتماع باشد. زیرا گروه نیاز شدید نوجوان به برقراری تماس، روابط صمیمانه و تعلق را به خوبی ارضا می کند. در جامعه هایی که شهرنشینی زیاد شده و شکاف عظیمی بین نسل ها به وجود آمده و بر جامعه فشار وارد می آید، صمیمیت ها و دوستی ها کم می شود و نوجوانان و جوانان به خاطر فرار از تنهایی، از خودبیگانگی، غربت و بی همدمی اشتیاق زیادی به گروه پیدا می کنند. به وجود آمدن گروهای مختلف حتی گروه های مخفی شاید به خاطر همین ارضای نیاز به احساس تعلق باشد که در جای دیگر برآورده نشده است. 4- نیاز به قابلیت و احترامنیاز به احترام به خاطر این است که کنترل محیط همیشه برای انسان لذت بخش است و به خودی خود موجب احساس سربلندی و رضایت خاطر می شود. نوجوانان به یک ارزشیابی ثابت و استوار و معمولاً عالی ازخودشان و نیز احترام به خود یا عزت نفس و احترام به دیگران تمایل دارند. وقتی آنان احساس می کنند که انتظارات و توقعات محیط و اطرافیان را می توانند به خوبی برآورده سازند، در این جهت نیز حرکت می کنند. به خودشان احترام می گذارند و از دیگران نیز توقع احترام دارند. ارضای نیاز به احترام و عزت نفس به احساساتی نظیر اعتماد به نفس، ارزش، قدرت، موفقیت، کفایت، شایستگی، کسب اعتبار و حیثیت و مفید و ثمربخش بودن در جامعه منتهی خواهد شد که البته همه اینها نیازمند رفتار مسئولانه نوجوان است و این که کارهایش استحقاق اینها را داشته باشد. 5- نیاز به استقلالبسیاری از نوجوانان و جوانان فکر می کنند که پدر و مادر بر آنها کنترل و نظارت دارند و پیش خود فکر می کنند که آنها دیگر کودک نیستند که احتیاج به کنترل داشت باشند و می خواهند هرچه زودتر روی پای خودشان بایستند و درباره کارهایشان خودشان تصمیم بگیرند و از آزادی های فردی و اجتماعی برخوردار باشند. آنها نیاز دارند بدانند زندگی شان زیر فرمان خودشان است و دیگران بدان شکل نمی دهند. 6- نیاز به تشخیص و قدردانینوجوان نیاز دارد که اطرافیان ارزش زحمات و کارهای مفیدش را درک کنند و از او تشکر و قدردانی کنند و اگر از او قدردانی نشود و مورد تشویق قرار نگیرد، حالت یأس و ناامیدی به او دست می دهد. نوجوان نیاز دارد که اطرافیانش بیشتر رفتارهای مناسبش را ببینند و بیشتر اعمال خوبش را تشخیص دهند و به موقع او را مورد تشویق قرار دهند و از او قدردانی کنند و تمایل ندارد که معایب او مورد توجه قرار گیرد. 7- نیاز به مذهب و فلسفه زندگیمذهب عامل آرامش و رضایت روح است و فرد را از بسیاری از نگرانی ها، اضطراب ها و ترس ها نجات می دهد و به عنوان یک تکیه گاه روحی مورد نیاز است. دانشمندی به نام استانلی هال معتقد است که نوجوانان در حدود سن 15 سالگی بیشترین احساسات دینی را دارند. زیرا با گرایش به طرف دین و اعتقادات مذهبی می خواهند تلاطم و ناراحتی های خود را کمتر کنند. نوجوان یا جوان که در برابر هیچ کس سر تسلیم فرود نمی آورد و علیه همه قدرت ها عصیان می کند، در درون متوجه ضعف های خود هست و عظمت، قدرت، بقا و دوامش را در مذهب می بیند. فلسفه زندگی و حیاتش را در مذهب جست و جو می کند و در آن معنایی برای زندگیش می یابد. نوجوان می خواهد مذهب و مفاهیم را شخصاً با نیروی عقل خودش بررسی کند و حقایق را دریابد. بنابراین بسیاری از شک های مذهبی نیز در همین مرحله برای او ایجاد می شود که با یافتن پاسخ های مناسب راه تکامل خود را نیز طی می کند. 8- نیاز به داشتن هدفی مشخص در زندگیبه طور کلی زندگی بدون هدف بدون معنا خواهد بود و هرکسی نیاز دارد که فعالیت های خود را متوجه هدف و یا هدف های مشخصی کند. داشتن هدف در زندگی به فرد احساس رضایت و تحرک بیشتری می دهد. هدف هرچقدر بزرگ تر باشد، انگیزه حرکت و تکامل فرد بیشتر می شود. جوانانی که در زندگی هدف های مشخصی ندارند و یا هدف های بسیار کوچکی را دنبال می کنند، غالباً در تزلزل و ناامنی به سر می برند. زندگی آنها فاقد ارزش بوده، به طور دایم در حالت افسردگی، یأس و ناامیدی به سر می برند و احساس تنهایی و پوچی و بیچارگی به آنها دست می دهد. 9- نیاز به احساس هویت و شناخت خودنیاز به احساس هویت و شناخت خود و حفظ تعادل روانی و عاطفی در مقابل عوامل و فشارهای درونی و بیرونی نیز از نیازهای اساسی نوجوان است. نوجوان می خواهد بداند چیست و کیست. می خواهد احساس کند شخصی منحصر بفرد و خاص است و تمایل دارد مطمئن شود که نزد خودش پذیرفته شده است. 10- نیاز به احساس رشد، کمال و خودشکوفاییجوانان تمایل دارند که به هرچه که بالقوه می توانند باشند، تبدیل شنوند. استعدادهای درونی خود را شکوفا کنند که پیامد آن احساس رشد، بلوغ و سلامت روان است. هرچند ممکن است در این مرحله موفقیت چندانی در خودشکوفایی نداشته باشند، اما این نیاز را احساس می کنند که بهره برداری کاملی از ظرفیت ها و توانایی های خود کنند، به کمال برسند و هرکاری را به بهترین نحو ممکن است انجام دهند. مشاور و مسئول پایه دوم/ روح اله قاسمی  

>>> گروه های دوستی جوانان

  گروه های دوستی جوانان رشد اجتماعي و اجتماعي شدن يكي از تغييرات برجسته در دوران نوجواني  و جوانی است كه سبب ايجاد تمايز بين يك كودك با يك نوجوان مي شود و هويت اجتماعي نوجوان را تشكيل مي دهد. اجتماعي شدن با ايجاد تغييرات آشكار در شيوه هاي ارتباطي با والدين و همسالان شروع مي شود. تغييرات آشكار زيستي و بلوغ در دوره نوجواني سبب افزايش فاصله عاطفي بين نوجوان و والدينش مي شود و به تدريج استقلال بيشتري براي نوجوان به همراه مي آورد. فرايند تحول در نوجوانان و در بين پسران و دختران نيز متفاوت است. فاصله گرفتن با والدين معمولاً با فاصله گرفتن از مادر شروع مي شود و با صميميت و نزديك شدن به ديگران گسترش مي يابد. براي يك جوان ارتباط با ديگران در آغاز نوجواني به طور عمده بر گروه همسالان و دوستان متمركز است. اولين قدم در جهت شكل گيري مناسبات اجتماعي، وابستگي به يك گروه ازدوستان همجنس در آغاز بلوغ است. در بين اين گروه است كه نوجوان از جهات مختلفي مثل طرز صحبت كردن،‌ شيوه لباس پوشيدن،‌ اصلاح موي سر،‌ علايق هنري و فعاليت هاي فوق برنامه و ديگر كارها با نوجوانان همسن و سالش دنبال همانندي مي گردد. جوان دوستاني را انتخاب مي كند كه از نظر علايق، ارزش ها، باورها و نگرش ها همانند او باشند و از نظر رفتار و سرگرمي هاي اوقات فراغت و نگرش نسبت به مدرسه و پيشرفت تحصيلي با وي همانند باشند. معيار اصلي انتخاب دوست در دوره نوجواني صميميت و وفاداري او است. بر پايه همين معيارهاي صميميت و گفت و گوهاي خصوصي با دوستان، جوان مي تواند خود را بشناسد و هويت خود را كشف كند. يادگيري مفاهيم مربوط به عضويت و ايفاي نقش در فعاليت هاي گروهي (عضويت در تيم ورزشي و انجمن هاي مذهبي، فرهنگي، هنري و اجتماعي) از طريق برنامه هاي اوقات فراغت مستحكم مي شود. رشد شخصيت و خلق و خوي جوانان عامل مهمي در چگونگي يادگيري اجتماعي و شركت او در فعاليت هاي مختلف اجتماعي است. بعضي از جوانان به قدري جذب گروه دوستان خود مي شوند كه قادر نيستند به يك فرديت رشديافته و مستقل دست يابند و نمي توانند مسايل خود را به تنهايي حل كنند و در همه مسايل ارزشي تنها به همان گروه دوستان خود تكيه مي كنند. مقدمات عضويت در دار و دسته هاي ضداخلاقي، باندهاي دزدي، خرابكاري و منحرفان در اوايل نوجواني و در دوره فاصله گرفتن از خانواده فراهم مي شود.  ويژگي هاي اصلي اين دارو دسته ها، همانندسازي بي قيد و شرط آنان با گروه خود و به فراموشي سپردن الگوهاي مناسبات خانوادگي است. برای بعضی از جوانان باندها حكم خانواده جوان را پيدا مي كنند. در نتیجه جوانان با کمک گرفتن از خانواده باید سبك زندگيشان را تغيير دهند و جايگاهي در يك گروه سالم از همسالان مدرسه يا ... به دست آورند.در مورد افرادي كه وابستگي شديدي به گروه دوستان دارند،‌ هم خود نوجوانان و هم خانواده هايشان به درمان نياز دارند. نوجوان بايد وابستگي به گروه را پشت سر بگذارد. مشاور و مسئول پایه دوم/ روح اله قاسمی

>>> ویژگی های نظام شخصیتی افراد خلاق

 ویژگی های نظام شخصیتی افراد خلاق وقتی فردی چیزی اختراع می کند یا کار جدید هنری ارایه می کند از خلاقیتش استفاده می کند. خلاقیت به صورت گرایش به تولید و یا تشخیص ایده ها، گزینه ها و یا احتمالات تعریف می شود که می تواند در حل مسایل و برقراری ارتباط با دیگران مفید باشد. خلاقیت توانایی حل مشکل است. به منظور خلاق بودن، لازم است بتوانید موضوعات را از راه ها و زوایای جدید و با دیدگاه های متفاوت مشاهده کنید. همچنین نیاز است که امکانات یا گزینه های جدیدی ایجاد کنید. آزمون های اندازه گیری خلاقیت نه تنها تعداد گزینه هایی که افراد می توانند ارایه کنند را اندازه گیری می کنند بلکه منحصر بفرد بودن آنها را هم می سنجند. خلاقیت تنها استفاده از تخیل نیست بلکه استفاده از تخیلی است که به دنبالش عمل آفرینندگی است. داشتن ایده ها و افکار بزرگ نیز برای خلاق بودن کافی نیست چرا که بدون مولد بودن، ایده ها و افکار بزرگ به تنهایی فقط همان تخیل است.همچنین با ارایه گزینه ها و یا مشاهده چیزهایی منحصر بفرد چیزی تغییر نمی کند، بلکه به چیزهای دیگر یعنی ویژگی های تفکر اساسی تر از قبیل انعطاف پذیری، تحمل وضعیت ابهام آمیز و غیر قابل پیش بینی و لذت بردن از آن چه قبلاً ناشناخته بودند نیز ارتباط دارد. ویژگی های شخصیتی افراد خلاق: 1-  افراد  خلاق،  بخش  عمده اي  از  وقت  خود  را  صرف توجه  دقيق  به  اطراف  خود  مي  كنند  و  از  اين  طريق سوژه¬هاي  جديدي براي  فكر  كردن  پيدا  مي  كنند. 2-  افراد  خلاق  بسيار كنجكاو  بوده  و  به  طور  مستمر  در  جستجوي   موضوعات  پيچيده، جديد  و ناشناخته  و  عجيب  هستند. به  همين   سبب  آنها  در  مقايسه  با  افرادي   كه  از  توانايي  خلاقيت  كمتري  برخوردار  هستند، سوالات  بيشتر  و  پيچيده  تري   را  مطرح  مي  كنند. اين  ويژگي  را  به  سادگي  در  بچه  ها  مي  توان  تشخيص  داد. 3-  حل  مشكلات  و  مسائل  توسط  افراد خلاق  از  اصالت  خاصي  برخوردار است. 4-  افراد  خلاق  انعطاف  پذير  هستند  و در  ارائه  راه  حل  و  انديشه  بكر  و  بديع  آمادگي  بسيار  دارند. آنها  با  استفاده  از  اين  ويژگي ،توانايي  تعقيب  و  دستيابي   به  راه  حل  مشكل  را  از  راه  هاي   مختلف  دارا  هستند. 5-  افراد  خلاق  به  استقلال  و  ناهمنوايي  تمايل  دارند  و  در  مواردي  كه  دستورهايي  بر  خلاف  ميل  و يا  اعتقادات  خود  دريافت  كنند  به  سرپيچي  از  آنها  تمايل  نشان  مي  دهند  به  اين  سبب  اعمال  مديريت  در  مورد  افراد  خلاق  بسيار  دشوار  است .  آنها  اگرچه  به  دستور  گرفتن  از  ديگران  اعتقاد  ندارند، نياز  مبرم  به  مورد پذيرش واقع  شدن  دارند، زيرا اين  احساس براي  آنها آرامش  خاطر دلپذيري را  ايجاد  مي  كند. ضمنا  آگاهي به  اين  مطلب  كه  انديشه هايشان  مورد  قبول واقع  شده ،اتكاء به  نفس  زايدالوصف  در  آنان  ايجاد  مي كند. 6-  افراد  خلاق ، مسائل  پيچيده  را  به  مسائل  ساده  ترجيح مي  دهند  و  با  علاقمندي   بسيار  براي  يافتن  راه  حل  مي  كوشند. 7-  بر  اساس  نظريه  وايت (1969)  افراد  خلاق   علي  رغم  استنباط  ديگران ، بسيار  فعال  نبوده، با  مقايسه   با  ديگران  از  هوش  و  ذكاوت  خارق  العاده نيز  برخوردار نيستند. هوش  يكي  از  پيش  نياز  هاي  خلاقيت  است   و  پايين  بودن  درجه  هوشي  فرد   معمولا  به  پايين   قرار  گرفتن ويژگي  خلاقيت  منجر ميشود،اما  هوش  سرشار  نيز  دلالت   بر  خلاق  بودن  شخص  نمي  كند. كرتاگنبرگ (1972)  بر  اين  عقيده  است  كه  افراد  داراي   هوش  پايين  عموما  از  نظر  خلاقيت   نيز  ناتوانند  و  خلاقيت   در  افراد  داراي   هوش كمي  بالاتر  از  ميانگين  بيشتر  مشاهده  شده  است .در  اين  مورد گرتزل(1962)  معتقد  است  كه  اشخاص  باهوش  و ذكاوت خوب  در  مدارج  تحصيلي، بسيار  خوب  عمل  مي كنند  ولي  شاهد  كيفي  كه  دلالت  بر  خلاقيت  آنها  بكند  بسيار  كم  است. به  طور  خلاصه  پژوهشگران به  يك  رابطه  يا  همبستگي نسبتا  كم  بين  هوش  و  خلاقيت  دست  يافته  اند(آناستاري و  شيفر 1971،گتزل و  جكسن،1962). 8-  مسائل  و  وضعيت  هايي را  مي  بينند  كه  قبلا  مورد  توجه   قرار  نگرفته است  و  فكرهاي  بكري  را  ارائه مي  دهد. اصولا يك  فرد  خلاق بي  تفاوت  از  كنار مسائل  نمي گذرد و  محيط  پيرامون  را  هميشه  با  دقت  مورد  توجه  قرار  مي  دهد. 9-  ايده  ها  و  تجربيات حاصل  از منابع  گوناگون  را  به  هم  ربط  مي  دهد  و  آنها  را بر  مبناي  مزيتشان مورد  بررسي  قرار  مي  دهد. چرا كه  ارائه  فكر مشكل  نيست   بلكه  ارائه  فكر  و  ايده  هاي  سودآور، مفيد، باصرفه  و...  مشكل  خواهد  بود. 10-  معمولا  چندين  شق (بديل)  براي  هر  موضوع  معين  دارند، به  طوري  كه  همزمان در  مورد يك  مساله  چندين  فكر  و  راه  حل  ارائه می دهند. مشاور و مسئول پایه دوم/ روح اله قاسمی 

صفحه‌ها

دبیرستان دوره دوم علامه حلی 5

 

ایرانشهر جنوبی -پلاک 50